تبليغاتX
زنان کوچک
ماااااا اومديم...

سلاااااااااااام به برو بكس مهربون

 

الان حدودا ۵.۶ ماهه كه حتي يه نيم نگاهم به اينوبلاگ نكرديم...!!!

 

چند تا خبر دارم:

 

اولا عيدتون مبارك...ميدونم خيلي زود گفتم ولي چيكار كنيم دورانديشيه

 

 و هزار دردسر...

 

 

دوماا خوبييييييين؟خوشين؟

 

داداداداام :

 

                      خبر هاي توپ:

 

 

1.      من يه سال بجرگتر شدم.13 ساله شدم ميگم كه عقده اي نشم

 

پس فردا بمونه تو سرم:  تفلد تفلد تولدم مبارك....

 

 

2.      يكي از آجولي هامون كم شد!! نه....... اون نه.ا منحرف!

 

اول دست بزن تا بگم:

 

مگي شوور كرد....افتاديم تو يه عروسي.....اونم از نوع

 

خواهر!؟

 

آخي دلم براش ميتنگه...ديگه كي به من ميگه جوجو

 

؟؟؟مگي...

 

 

 

3. ااا...نيشه كه همه ي خبرارو الان بگم... بقيه اس هم واسه

 

بعدا.

 

4. باي بااااااي

                

 

5. د برو ديگه....

 

6.چرا نميري؟

 

6. وايسا...كجا؟نرو بيرون..

 

.

 

.

 

.

 

7.جونه سارا يه نظر بده.من ايالوارم آخه چجوري  شكم اون

 

19 تا طفل معصوم رو سير كنم؟ تازه خانوم بچه ها غير از

 

 خورد و خوراك يه عالمه خرجه ديگه دارن...مگه خبر نداري

 

 برنج كيلويي ۳۰۰۰ تومن گرون شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 

               

.

.

8.رحم كن...به من فقيره نظر نديده كمك كنيد.....

 

9.ميدونم نميخواي برم ولي..زندگيه و هزار تا كاروبار

 

10.نزن ميرم...اااا بچه که زدن نداره... میرم بابا.. باي بااااااي.

 

بوووووس

 

         

 

باااااااااااااااااي:سارا گوگولي

+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 19:35 توسط مگی،کتی،بتی،سارا |
گیر میدیا...عنوانم کجا بود!؟؟
سلااااااااام من اومدم با یه نظر سنجی خوب...!!

   یه سوال: قشنگ ترین جمله ای که شنیدی چی بوده؟ از کی شنیدیش؟؟؟؟؟؟؟

                بابای  (سارا)

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 16:6 توسط مگی،کتی،بتی،سارا |
روز دختره ها.....
سلام

دیروز باید میگفتیم ولی خوب تنبلیه دیگه دوا درمون نداره.خوب دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه..ماهی رو هر وقت بگیری تازه است.. نو که بیاد به بازار... چه ربطی داشت اصلا بگذریم

خوشگل خانوما،

عروسکا،هلوا،جیگرااااا

روزتون مبارک

خدایی حال نکردین از یه همچین روزی؟(تولد حضرت معصومه (ص) یادمه سریال اوشینو که میداد.گمانم بزرگتر ترا وهمسنایه من یادشون باشه اونم یه چیز تو مایه هایه همین یانگوم بود، اونم تو زمان خودش ترکوند انگار ما ایرانیا به چشم بادومیا ارادت وتعلق خاطر خاصی داریم

خلاصه الغرض تو یکی از قسمتاش یادمه یه روز به نام روز دختر داشتن که به دختراشون عروسک هدیه میدادن من از مامانم پرسیدم چرا برا من روز دختر نمیگیرین؟ واون بهم خندیدو گفت همه روزایه خدا روز دختر خوشگله منه. اهه اهه... منو گفتااااااااااااااااا حالا دیدین کتی خوشگلتر از بقیه است

 ولی این جواب منو قانع نکرد شاید کمتر کسی بهش فکر کرده بوده باشه اما تو مخ  دختر بچگانه من یه علامت سوال کوچولو به جایه روز دختر به وجود اومده بود و امسال با یه همچین نامگزاری اون علامته از پس سالها دوباره رقصیدو رقصید. بابا دنیا به کاممه دیگه حرف حرف خودمه همیشه،امروز نشد ۲۰ سال دیگه اینو همه میدونن کتی حرفش دوتا نمیشه

نظرایه مختلفی در باره روز دختر شنیدماز شیرین و دوست داشتنی بودنش تا مزحکو احمقانه نظر همه محترمه دیگه مگه نه؟

 البته به عنوان اولین سال بیشتر افراد امادگیشو نداشتن مثلا بابایی وقتی اومد خونه وجریان فهمید خوب یکم ضایع شد قربونش برم بعدم نفری یه بوس بهمون کادو داد وگفت فرشته هایه نازو خوشگلم شرمنده جبران میکنم

وررررررررررررررفت تا کی بشه بابایی جبران بکنه

خوب بقیه دخترا هم یا گل گرفتن تبریک شنیدن کادو گرفتن ولی خوب بعضیام هیچی به هیچی .باشه سال بعد ایشا ا.. عیب نداره ملوسکا من بوستون میکنمو به همه تبریک میگم.

خلاصه ما چهارتا دختر خانوم ماه به همه فرشته هایه زمینی اینروزو تبریک میگیم.

و آرزو میکنیم به چیزی که خدا لیاقتشو درونمون ودیه گذاشته برسیم واز دختر بودنمون لذت ببریم

گرمو مهربون مثل خورشیدباشیم

 پاک و جاری مثل آب

زیبا ولطیف مثل گل

شادو زندگی بخش مثل پرندهایه آسمون

خلاصه دختر باشیم شاد زندگی کنیم وزندگی شاد کنیم

 دخترا روزمون مبارک

(کتی*مگی*بتی*سارا)

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 0:51 توسط مگی،کتی،بتی،سارا |
کتی و دوستیه خاله خرسه

سلام

بتی و مگی با هم رفتن مسافرت ولایت. از منم خاستن برم ولی من مصرانه سر باز زدم ودر برابر تمام اظهار عطوفتهای چپو راستکی ودعوتنامه هایه اس ام اسی که کتی جون بیا بیتو اینجا خورشید طلوع نمیکنه بیا تاشب تارما روز گردد بهانه هایه بنی اسرائیلی آوردم.. کلاس دارم، مهمون داریم،مامان تنها میمونهو،میخام مربا درست کنم ...

آخه میدونین..

وقتی که تو دختر بزرگه خونه باشی25 سالتم شده باشه و هنوز ازدواج نکرده باشی در حالیکه عمه ات مثلا تو 13 سالگی ازدواج کرده و بقیه هم به موفقیتهایی مشابه در زندگانیه خودشون دست یافته اندخوب معلومه دیگه تو یه دختر سرکش وعصیانگری.از دید فکو فامیل محترم سنت شکنی کردی. اصلا هم توجه ندارندکه تو تصمیم گرفتی قله هایه رفیع موفقیتو به تنهایی فتح کنی .همه خودشونو موظف به سر عقل آوردنت میدونن و در این راه تلاشهایه شایان تقدیریی میکنن فی المثال

یافتن خاستگاران موجه موقر نجیب و اصیل در رنگبندی سایز بندی و سن بندیهایه مختلف(قربون دلت کتی خبر از دلت ندارن که آخه)

و همچنین ارائه تمام توان خیرخاهانه خودشونو در راه متقاعد کردنت و داد سخن راندن در مضایایه ازدواج(البته یک زمانی زود ازدواج کردن بودااا ولی حالا دیگه فقط مهم ازدواجه چون از زمان زودش دیر شده دیگه)ویک همسر خوب واینکه دختر ترشیدی هااااااااااااااااااااااااااا

اینهمه عشقو علاقه فامیلی نمیدونم چرا فقط نصیب من میشه آخه.. مگی که فقط یک سال از من کوچیکتره چرا واسه اون اینهمه دلسوز وجود نداره؟؟؟؟؟

منم در کمال خباثت اینبار دودر کردم که مگی رو تنها گیر بیارن بلکه هم از این دوستیهایه خاله خرسانه اونم مفتخر بکنن

ده خوب حسودیم میشه.همیشه منو میده جلوی آماج تیر سوالات.. کتی جون خبر مبری نیست؟؟؟

بتی ام که قربونش برم الهی اتفاقا خوبه براش بلکه ام از حالا این حرفا تو کتش رفت چشم فامیلو به یک داماد بیست روشن کرد.خوب با توجه به رتبه فک پایین آورنده اش اگه رو تور کردن هم تمرکز کنه حتما موفق خواهد بود. بتی جان چشم امید زنان کوچک به توست

راستی سارای زلزله رم نباید از قلم انداخت این دختر استعداد افریت واری داره.البته حدود یک دهه برایه به مرحله ظهور رسیدن این استعداد باید وقت صرف بشه از حوصله چشم انتظار منتظران به دوره

تازه من به عنوان سر شماره اجازه میدم از هر کجا که دل خواهشونه شمارشو شروع کنن و انقدر عشقو دوستی نصیب من نکنن. تحصیل کرده ایم متمدن،آپ تو دیتیم خدا نخاسته ما بابا جون.خدا به دور

مگی بتی و سارایه عزیزم من سخاوتمندانه وبدون چشمداشت افتخار دوستی خاله خرسا و دایگیه مهربانتر از مادریشونو به شما ارجاع میدهم به امید پیروزیه شمادر این پیکار

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 0:43 توسط مگی،کتی،بتی،سارا |
هفته ی اول آبان. حال و هوای مدرسمون...!!!

 

پ.ن: ا1ین متن رو همون جور که من تعریف می کنم بخونید!!! (کمی با سرعت! )

             2  این پ ن مخففه پیش نوشته ...

 

 

یکشنبه:

زنگ دوم ادبیات و عملا   داشتیم با همون معلم قاطی پاطی پارسالمون  و ایناا!قرار بود  دیکتح بگه که خیلی ام مهم بود شما که بچه های مارو نمیشناسین!همچین سره معلممونو گرم کردیم با شیرین کاری و اینا که یادش رفت   

     وقتی از کلاس رفت بیرون همه با هم به یاده یه شعره بسیار پر معنی افتادیم که میگفت:

بری دیگه بر نگردی.... ایشالا

دوشنبه :

زنگه آخر ریاضی داشتیم با یه معلم گوگولیه جدید!

تا اومد سره کلاس گفت میخواد امتحان بگیره و اینا.. مام که حسابی قند خونمون رفته بود بالا ورقه ها رو در اوردیم ...

این معلمه از یه بابت گوگولی تر از بقیه معلماست که وقتی امتحان میگیره خودش میشینه روزنامه میخونه و اینااا! مام یکم میحالییییم...

 

سه شنبه :

زنگ آخر زبان فینگیلیشی داشتیم. با یه امتحانه چهل نمره ای بسیااار سخت..و ایناا.

همه دست در دست هم دادیم به مهر برای تقلب امتحانمونم تو نماز خونه بود و مام همه ی بروبکس مهربون رفتتیم ته نماز خونه همه ی سوالاتو مشترگ جواب دادیم اما تا بیایم پنج تا سوال اخرو بنویسیم زنگ خوردو ما همگی گوله های اشک تو چشامون حلقه بست ریختیم سره معلمه و اینا......(شما بفهمید چی شد..!)

پنجشنبه:

زنگه اول ورجش (ورزش) داشتیم با یه معلمه....(جای خالی را با کلمه ی مناسب پر کنید) زنگه ورجش که نه زنگه عشقو حال...خلاصه زنگه ورجشو حسابی حالیدیمواینا...

 

اولی های امسال هم ... !!! کلآ یه جورین! کی اینا رو راه داده اینجا؟!( جدآ اینا امتحان دادن؟! )

اولی  ها هنوز در تعطیلات به سر می برند! زنگ کلاس که می شود! در راه رو می مانند! کشیک می دهند! معلم که از پله ها آمد بالا! همگی می دوند به سوی کلاسشان!!!!!!!! (از بعضی معلم ها خیلی حساب می برند!  یادش بخیر! ما اول بودیم معلم ها از ما حساب می بردند!  (آ سارا جون کوتاه بیا! چشم! )) و ما هم به کلاس خودمان پناه می بریم تا زیر دست و پا نمانیم!

از ای هفته هم که امتحاناتمون شروع شد... اُ اینا!!! رحم ندارند که!

 

کلآ که خیلی هفته ی ... (کلمه ی خاصی به ذهنم نمی رسد! ) بود!

باااای : سارا

+ نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت 16:15 توسط مگی،کتی،بتی،سارا |
عکسای کوشولوییایه زنان کوچک
سلااام من اومدم آپ کنم اونم چه آپی ادامه ی عکس های خوانوادگی زنان کوچک...عکسا ی این آپ عکسای کوشولوییایه زنان کوچکه ... ببینین چقدر ناز بودیم.....

 این اولین پارتی زنان کوچکه ...

اولین پارتی

 کتی از اولش جنبه ی برخورد با پسرارو نداشت .هی گفتم.....

کتی بی جنبه..

اولی تلاش مگی برای بی ناهار گذاشتن رنان کوچک که موفق هم شد...اولین تلاش مگی برای...

بتی ام که از اول اهل درس و مشق و.. بود . من میفهمم این عروسکا چه حالی دارن...

بتی از اول اهل درس بود...

کتی میگه تو از انفوان نوزادی تو فاز موسیقی بودی راستم میگه ...

فاز موسیقی...

اینم عسای یادگاری ما با دندونامونه قشنگه نه؟به نظره شما ای دندونا بعدن کجا رفتن؟؟؟؟؟

اگه گفتی من کدومم؟

این یکی از شکار های لحظه ای منه . دقیقا باید تصور کنید کتی وقتی عصبانی میشه چه شکلی میشه...

عصبانیت کتی .   وااااااااای...

این عکسو بعد از خوردن اولین گشنه پلو ی مگی ازش گرفتم . آخی.. نازی

گشنه پلو...

بتی بعد از کلی درس خوندن... خوابش برده...خستگی پس از درس خواندن...

اینم که منم ...

منم.......آ

 این شوی لباس زنانه کوچکه ... از کدوم لباس بیشتر  خوشت میاد؟

شوی لباس..

شوی لباس...

شوی لباسشوی لباس...

اینم یه عکس ناز

....

فعلا باییییی بازم میاما

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1 آبان1386ساعت 23:40 توسط مگی،کتی،بتی،سارا |
آپ میکنیم...
سلام وااااااااااااای چقدر نظر دلم قنج رفت مررررررررررسی دوستجونایه من لطف دارید مخصوصا کسایی که در انتظار پست جدیدمون هستند و تشویقمون کردند.

شرمنده عذر تقصیر جهت تاخیر...

قرار بوده نوبتی اپ کنیم ولی زنان کوچک یخورده تو زرد از آب در اومدن

مگی و بتی که انگار باید اساسا بیخیالشون شیم یکی به ماست یکی به شیر برنج میمونن.بازم ای ول خودم باریکلا سارا.

ولی سارا هم که وااااااااای دیوونه میکنه ادمو

البته تقصیر هم نداره ببخشیدش بچه است دیگه

با کلی زحمت و بدبختی یه سریی جدیداز عکسایه آلبوم خانوادگی رو گذاشت ولی از بخت بدمون پست پرید شرمنده انشا ا.. به زودی برایه عزیزانی که لطف دارن بهمون، تکرار میکنیم اینبار حال اینترنتو سارارو با هم میگیرم اگه خرابکاری کردنددوباره .فعلا بووووووووووووووس

 

+ نوشته شده در سه شنبه 24 مهر1386ساعت 23:10 توسط مگی،کتی،بتی،سارا |
زنان کوچک در مراسم احیا داداداااااااااااااااااااااااااااام

 

دیشب دومیش بود دومین شب قدر از ماه عسل امسال (عجب اصطلاح با حالی مد کرده این احسان علی خانی هیچ وقت به ماه عسل به این دید نگاه نکرده بودم همیشه فکرم اونوری میزد )

راستی رفتی مراسم احیا؟

ما همه رفتیم همه زنان کوچک منو مگی وبتی وسارا که همه اشو خواب بود ماشا ا.. هزار ماشاا... بتی همه اش غر میزد بجونش که نیااااااااا بمون خونه خوب. ولی من نظرم چیز دیگه است. ماها فقط سالی یه بار جو معنوی میگیرتمون چه عیبی داره که بچهامون تو فضایی بخوابن که بوی معنویت داره؟

میری میشینی تو مراسم غرق میشی غرق خودت و افکارت ووقتی میای بیرون احساس وارستگی بهت دست میده. شاید خیلیا از خودشون شاکی میشن خیلیا راضی میشن یکی احساس میکنه پروانه شده یکی فکر میکنه بالش شکسته نتونسته اوج بگیره ولی هر چی که باشه تو معنویت نفس میکشی ریهاتو پر میکنی. آماده برایه یک سال تنفس غبارو دود...

احساس میکنم هر سال که بزرگتر و درواقع مسنتر میشم اون حال سالهای قبلو ندارم(هر سال دریغ از پارسال) ولی خوب دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه مگه نه؟

به صورت هر کدومامون که نگاه می کردم تو فاز خودمون بودیم مگی تو دنیای خودش البته من میدونم چی میخاد یا بهتر بگم کی رو میخاد بتی تو حال خودش.وارد دنیای تازه شده من خیلی خوب میشناسمش اون خیلی رویایی وآرمانگراست وسارا. انقدر معصومانه با اون چشمایه پف کرده نگاهم کررد که بالاخره زانومو تعارفش کردم اذنش دادم که تومیتونی بخوابی.اونم انگار در بهشت به روش با شده بیهوش شد رو پام. بتی چشم غره رفت یه چشمک زدمو گفتم بابا بی خیال

مامانم تو عالم خودش بود حق داره بنده خدا اگه روزی توفکر خودشو آینده اش باید خدا خدا میکرد الان دلش ۴ تکه است شایدم بیشتر.۴ تا آینده مجهول و پر از رویا.

خودمم راستش قیافه امو نمیدونم چجوری بود اما دلمو بهتر از هر کسی میدونم پر از آشوب مخم پر از هوا اصلا حواسم یک لحظه جمعو جور نمیشد حالا بماند که چرا

شب قدر نمیدونم گذشت یا میاد اما ما بهش اعتقاد داریم بالاخره یک روزو شبی هست که سرنوشت ما تامدتی توش معلوم میشه. حداقل کاریه که به بیشترین احتمالات توجه کرد وقدرشو دونست حداقل خدارو هم که نشه گول زد سر خودمونو دلمونو میتونیم گول بمالیم وآرامش بگیریم که مگه نه؟

با اینکه کمتر از هر سال دیگه تو حس رفتمو اوج گرفتم ولی بازم دلم یکم آروم گرفته آخه به خودمم شک داشته باشم به خدایه خودم که دیگه مطمئنم.

خدایا چشمامونو از خودمون بستیم و به تو امید داریم دستمونو تو تاریکی رها نکن ما جوونیم اگه رهامون کنی گم میشیم تو تاریکی ها مزه عسلو تو این ماه عسلت ازمون دریغ نخواهی کرد میدونیم

قربون خدایه خودمون زنان کوچک بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

کتی

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 0:42 توسط مگی،کتی،بتی،سارا |
آلبوم خوانوادگی
همش که نمیشه مطلب خوند اینم چند تا عکس ناز...

مگی وقتی نامه ی عشقولانه میخونه این شکلی میشه...

نامه ی عشقولانه ی مگی

استفاده ی بهینه ی مگی و کتی از وسایل خونه.

درست مصرف کنیم....

بتی اینجوری موهاشو میشوره...

ساراااا شامپومو بیار.........

وظیفه ی فرنچ کردن ناخونای زنان کوچک به عهده ی این آقاهست

فرنچ..

تا حالا سعی کردین هر چیزی رو از زاویه ی دیگه ای ببینین؟ زنان کوچک اینکارو براتون کردن...

دقت نظر زنان کوچک.

فضولی بین بچه ها رایجه که منم دچارش بودم....

فضولی

عکس خانوادگی پیش از تولد من...

کتی & مگی & بتی

گلچینی از آلبوم خانوادگی بود . اگه حالیدین نظر بدین ماهم بحالیم

                                                                      ( سارا )

+ نوشته شده در جمعه 6 مهر1386ساعت 22:52 توسط مگی،کتی،بتی،سارا |
زنان کوچک ازدنیای دختران
.حتما داستان زنان کوچکو خوندین یا شایدم فیلم شو دیدین و صد البته که همسنو سالایه من کارتونشو به یاد میارن

 با تشکر و قدردانی از خانم لویزا می الکوت نویسنده این داستان نرمو لطیف،و با اجازه (البته از روحشون چون دست پیدا کردن به خودشون برایه اجسام فانیه ما غیر ممکنه) ما به تقلید ازاین نویسنده بزرگ نام زنان کوچک رو برای دنیای دخترانه خودمون انتخاب میکنیم.

.راستی سلام من کتی هستم.درواقع رئیس دخترا

چرا؟؟

خوب به دلایل مختلف اولا بزرگتر از همه هستم دوما زورم بیشتره سوما قلدر ترم چهارما حرفم بیشتر برو داره و البته خیلی دلایل منطقیه دیگه که...

اینجا یه سوال پیش میاد که اسم خاهر بزرگه مگی باید باشه وشخصیت اون اینشکلی نیست. خوب درواقع ما تصمیم به یک جابجاییه توافقی گرفتیم. خاهر اول با دوم جابجا میشن اشکالی که نداره؟؟؟ برایه حفظ شخصیت هایه این داستان کلاسیک زیبا البته...

 خوب حالا با توجه به توضیحات معرفی میکنم :

کتی (۲۵ ساله کارشناس تغذیه و پشت فوق لیسانس،قلدر،مسئولیت پذیر از همه قد بلندترررررخوشتیپ وصد البته زیباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا)

مگی (۲۴ ساله دانشجویه کارشناسی ارشد فلسفه،متین،عجول،تپلی سفید برفی وزیباااااااااااااااااااااااااااااااااا)

بتی(۱۸ساله دانشجویه سال اول روانشناسی بالینی افتخار زنان کوچک با یک رتبه دو رقمیه چشم درار، وزیباااااااااااااااا)

سارا (۱۲ ساله دوم راهنمایی گوگوریه کوچولویه زنان کوچک،طلایه بابا،یک زلزله با ریشتر لرزشیه بالا والبته زیبااااااا)

خوب این از زنان کوچک بعدا با هر کدوم بیشتر اشنا میشید از زبون خودشون.

نکته اینکه چون ما بر سر زیبایی هیچکدوم توافق وتفاهم نداریم این مورد در همه مشترکه ولی خووووووب شما میتونید به قدرت تاکید حروف از دید من پی ببرید

و حالا من کتی به عنوان نماینده زنان کوچک در حضور مگی بتی وسارا افتتاح رسمیه دنیایه زنان کوچک رو اعلام میکنم

eftetah shod....  

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 22:14 توسط مگی،کتی،بتی،سارا |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا